همه هستی ام، گل بهشتی ام ریحانه جان ،همه هستی ام، گل بهشتی ام ریحانه جان ،، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 23 روز سن داره
چراغ زندگیم روشناجونچراغ زندگیم روشناجون، تا این لحظه: 10 سال و 11 ماه و 25 روز سن داره

ریحانه و روشنای زندگی مون

اولین پست سال 1391

1391/1/20 3:11
نویسنده : مامانی
2,089 بازدید
اشتراک گذاری

 

سلام سلام صدتا سلام،

اولین پست سال 91 رو با یک دنیا انرژی مثبت براتون میذارم.

.

.

.

نحانه ی ناناشم! به شما هم سلام می کنم. یه سلام گرم و صمیمی از جنس سال نویی:D

خدارو هزاران بار شکر که اینبار هم به سلامتی رفتیم و برگشتیم.

این دو سه هفته خیلی زودتر از اونکه فکرش رو می کردیم گذشت در واقع این عمر گرانمونه که به سرعت برق داره میگذره و شما فرشته های کوچولو دارین بزرگ میشین و ما پدر و مادرها روز به روز فاصلمون با پیری کمتر میشه...

روز اول عید شما دختر یکی یه دونم 10 ماهه شدی. نمی دونم چرا همش یاد پارسال میفتادم که تو توی دلم بودی و من روزها رو میشمردم تا بیای تو آغوشم.

واقعا یادش بخیر پارسال وقتی برگشتیم تهران چه هول و ولایی داشتیم و با بابایی افتادیم به جون خونه تا برای ورودت به دنیای کوچیکمون تر تمیزش کنیم.

پارسال همش می گفتم خدایا سال بعد نی نیم چه شکلی میشه؟

و امسال همش به این فکر می کردم که هرگز نمی تونم شکر خدای مهربون رو برای داشتن این فرشته ناز به جا بیارم.

عروسک نازم روز دوم عید بالاخره بعد از تلاش های بی وقفه خاله عزیزه دست دسی کردی .

من تو آشپزخونه مشغول شستن ظرفا بودم که با شنیدن صدای خاله جون که می گفت: "بیا ببین دست دسی یاد دادم به دخترت" شیر آب رو باز گذاشتم و پریدم تو هال و با دیدن اون صحنه قشنگ که دستای کوشمولوت رو به هم می زدی کلی ذوق کردم.

ای وروجک چرا هرچقدر باهات تمرین می کردم یاد نمی گرفتی ولی تا خاله چند بار بهت گفت یاد گرفتی. مثل "دست بده" کردنت که اونم از خاله یاد گرفته بودی.

خلاصه اونشب تا من ظرفا رو تموم کنم خاله جون "ناز کردن" هم یادت داد و وقتی دستت رو میذاشتی رو دستم تا ناز کنی کلی می خندیدی و قلقلکت میومد.

واما در مورد عکسایی که انداختیم باید بگم متاسفانه همه عکسای عیدت تو کامپیوتر خاله اینا جا موند آخه برای مراسم شیرینی خورون و بله برون و جشن نامزدی دختر خاله مهدیه مجبور شدم  رم دوربین رو خالی کنم قرار بود بعد از مراسم دوباره بزنم رو رم ولی این سرماخوردگی و مریضی بی موقع هر دو تامون باعث شد که نتونم.

ولی برای اینکه این پست خالی از عکس نباشه چند تا عکس از قبل از عید میذارم:

تو این عکسا ریحانه در پایان سال خرگوش با هر چی عروسک خرگوش داره عکس یادوگارا انداخته.

 .

.

.

.

 

 

٨ فروردین جشن نامزدی دخترخاله مهدیه بود که هر کاری کردم نذاشتی کنار سفره عقد ازت عکس بگیرم. دیگه ماشاا... بزرگ شدی و آروم نمیشینی تا مثل سابق عکسای ناب بگیرم.

 اما منم از رو نرفتم و یکی گرفتم با اینکه زیاد جالب نیست چون داشتی خودت رو پرت می کردی بغلم ولی به عنوان یادگاری برات میذارم.

.

الهی بمیرم تا گذاشتمت زمین استرس گرفتی و دستت رفت تو دهنت،

میگم ریحانه جون ٥ تا انگشت کم نیست برای خوردن‌ ؟؟؟

١٢ فروردین هم خواهرم مهمونی داده بود که درست تو همون روز اینجانب به جای کمک به خواهری، ریحانه رو هم سپردم به اونا و راهی بیمارستان شدم و زیر سرم رفتم و دو تا هم آمپول نوش جان کردم  و در اثر مصرف داروها تا آخر مهمونی نفهمیدم چی به چیه و بعد از رفتن مهمونا به جای استراحت تازه پرستاری از ریحانه خانوم -که تب کرده بود- شروع شد.

١٣ بدرمون هم به خاطر مریضی مون هدر شد و ١٤ هم دوباره حالمون بدتر شد و مادر و دختر راهی دکتر شدیم و صبح روز ١٥ فروردین با اون حالمون راهی تهران شدیم.

بمیرم برات ریحانه ناناشم تا می خواد گوشت به تنت بیاد یه اتفاقی میفته که نمیشه .

تازه دندونات بهت فرجه داده بودن که مریض شدی و کلی وزن کم کردی آخه غذا هم نمی خوردی تازه امروز که یه کم حالت خوب شده یه کم فرنی و آب مرغ خوردی و سوپ هم برات درست کردم که نخوردی ، به کته هم لب نمیزنی.

ایشاا... زودی خوب بشی و غذات رو بخوری و توپولوی خودم بشی.

قربون زبون شیرینت بشم مامانی. تو این مدت انقدر ناز "مامان" صدام می کردی که دلم می رفت.

از وقتی رسیدیم تا فرصت پیدا می کنم مشغول چیدن اتاقت میشم که ایشاا... عکساشو بعدا میذارم.

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (36)

lمامان چند فرشته
20 فروردین 91 3:13
سال خوبی داشته باشید


قربونتون برم همچنین
من و خونه زندگیم(بهار)
20 فروردین 91 7:55
الهییییییییییی


خانومی
20 فروردین 91 12:36
همیشه ی همیشه کنار هم شاد باشید عزیزم
زود عکس ریحانه عسلمونو بدار دلمون تنگ شده


مامان نازنين رقيه
20 فروردین 91 12:45
سلام رسيدن بخير

قربونت برم
مامان آتین
20 فروردین 91 16:25
سلام عزیزممممممممممم سال نوتون مبااارک
قربون این کوشولوی خوشگل برم من که دس دسی و ناز کردن یاد گرفتههههههه
منتظر تکمیل شده اش هستمو همچنین مشتاق دیدن عکسای ناااااز نحانه خوشمل

ممنونم خاله مهربونم
مامان فتانه
20 فروردین 91 19:51
سلام عزیزم ...به ایلین ما سر نزدید...خوشحال میشم تبادل لینک کنیم

با کمال میل عزیزم
خاله هدي ياسمين زهرا و محمد كوچول
21 فروردین 91 8:00
سال نو مبارك. خيلي لطف دارين شما اين حرفا چيه زده بودي؟ رمز كه قابل شما رو نداره. ما خوشحال ميشيم مياين و بهمون سر ميزنين.يه عالمه ماچ براي دخمل خوشگله خودمون
رمز رو تو نظر خصوصي ميذارم خانم خانما

ملسی خاله هدی جونم
فهیمه مامان پرهام
21 فروردین 91 9:02
سلام عزیزم
نمی دونم کامنتم رو خوندی یا نه؟ ولی بازم ازت عذر می خوام بخاطر نبودنم و باید بگم دلم یه دنیا برات تنگ شده بود، خیلی ناراحت شدم که مریض شده بودین حالا بهتری؟ ریحانه جون چی؟
امیدوارم سال خیلی خوبی داشته باشی و دیگه مریض نشین ازدواج خواهرزاده ت رو هم تبریک میگم عزیزم، انشااله عروسی ریحانه جون
غصه ی وزنش رو نخور گلم، بخدا همینکه راه بیافته دوباره لاغر میشه، همه ی بچه ها همین طورن ها، ولی مگه ما مامانا می تونیم حرص نخوریم.......امیدوارم برات حسابی تپل مپلی بشه

سلام فهیمه عزیزم
آخه کی می تونه از دست دوست گل و نازنینی چون تو ناراحت باشه؟
من که با جون و دلم درکت می کنم این تاخیر طولانی رو
چون خودمم با این مشکلات دست و پنجه نرم می کنم.
الان بهتریم و تقریبا خوب شدیم.
ممنون از دلداریت

ثنا
21 فروردین 91 11:51
سلام عزيزم خوبي؟
ريحانه جونم خوبه؟
قربون تپل خانوم برم واي تو عكساي اولي چه خوردني شده
خانومي مواظب خودتون باشين
سرما خوردگي هاي الان خيلي بد شده آدم از پا ميندازههه

سلام گلم
ممنون خوبیم
آره واقعا هر کی سرما می خوره خیلی طول میکشه تا خوب بشه
ثنا
21 فروردین 91 11:53
هديه
21 فروردین 91 12:11
سلام شيطون خاانوم كوچولو..

خوبي عزيزم؟؟؟؟

الهي خدا بد نده..

الان بهتري ريحانه جونم؟


یه عالمه ممنون خاله هدیه خوبم
ما خوبیم
مامان محمدحسن کوچولو
21 فروردین 91 12:13
همه بچه ها همین جورین مامان ریحانه جون بیشضتر از اینکه از مامان باباهاشون چیزی یاد بگیرن از دیگران یاد میگیرن!!!

عیب نداره همینکه یاد بگیرن کافیه از کیش مهم نیست
مامان آتین
21 فروردین 91 15:05
من و آتین هم تو عید هردو سرما خوردیم!
خدارو شکر که الان بهترین ریحانه جونو از طرف من ببوسعکسای خرگوشیشم خوشگل بودن

ممنونم امیدوارم حالتون خوب خوب شده باشه
مامان ریحان عسلی
22 فروردین 91 10:14
سلام عزیزم عیدتون مبارک
ایشالا همیشه به شادی و خوشی سفر کنید


ممنونم عزیزم
فهیمه مامان پرهام
22 فروردین 91 14:39
یادم رفته بود بگم که عکسای ناناز خانومی خیلی نمکی و بامزه بود و منم شیفته یاین ابتکارات عکاسیتم

قربونت برم فهیمه جونم
همیشه با حرفات بهم انرژی میدی
ثنا
22 فروردین 91 15:55
سلام عزيزم خوبي؟
مرسي كه اومدي پيشم!
خواهش گلم من عاشق ريحانه جونمم
دلم ميخواد زود زود عكساي نازش و با شيطونياش بنويسي وتا من بيام بخونم و كلي قربون صدقش برم..
لازم به ذكره مامان گلشم خيلي دوست دارم

ثناجون ممنون عزیز من و ریحانه هم دوستت داریم
ثنا
22 فروردین 91 15:58



خاله خاطره
22 فروردین 91 17:24



maman fataneh
22 فروردین 91 19:30
خدا بد نده عزيزم...افرين ريحانه خانم

ممنون گلم
هديه
22 فروردین 91 19:59
عزيزمي

گلمی
مامان انیسا
22 فروردین 91 20:05
عاشق این خندهاتم خیلی نازی خاله


خانومی
23 فروردین 91 13:21
قربونت برم من عسلکمممممممممممممممم

خدا نکنه گلم
مامان مبینا
24 فروردین 91 1:47
الهی بگردم برای ریحانه ی ناز،شما هم مثل ما مادر و دختر با هم مریض شدید

خدا نکنه. ایشاا... زودی خوب بشین
دخترخاله مهدیه
24 فروردین 91 18:57
سلاااااااااام بر خوشمل های من حالتون چطوره با زحمت های ما بالاخره این سرماخوردگی دست از سرتون برداشت یا نه من که هنوزم باهاش درگیرم انشاا... زودی خوب بشین راستی واسه عکس ها هم خیلی متاسفم انشاا... وقتی اومدم اونور میزنم رو فلش براتون میارمولی خودمونیم ها عکس هاش خیلی ناب و بامزه ان هر دوتونو میبوسم ارتیستی:


سیـــــــــــــــلام مهدونه جونم،
ما خوب شدیم حالا که خوب نشدی بدون ماسک نیای تو خونه مجازیمون هاااااا ویروسه رو به زور ردش کردیم رفت ههههههه.
واسه عکسا هم متاسف نباش چون همین امشب خونه دایی جونینا میناجون تا فلش خودمون رو باز کرد کاشف به عمل آمد که عکسا رو دارم و تا اون حد هم حواس پرت نیستم فقط یه کم خودم رو دست کم می گیرم بعضی وقتا هههههه.
من و ریحانه هم روی ماهت رو می بوسیم
راستی با دیدن عکس ریحانه کنار سفره عقدت چه حالی شدی؟؟؟
مامان انی
25 فروردین 91 16:33
واااااااااااااااااااااااااای
فرناز یعنی چی اخه؟؟؟
چه معنی می ده اصلا؟؟؟
خوب منم دلم می خواست دست دستی کردنش رو می دیدم
فرناز منم دلم نازدونه ت رو می خواد

الهی چقدر تو ماهی آنی جونم
راستی کامنت قبلی مال هم ولایتیته هااااا
[جوجه نارنجی ما
27 فروردین 91 1:06
سال نو مبارک عزیز خاله.قربونت برم که اینقدر خوشمل با خرگوشها عکس گرفتی.خاله نیکا هم مثل شما تو عید مریض شد.بلا دور باشه گلم

امیدوارم حالا خوب خوب شده باشین
مامان ارمیا
27 فروردین 91 9:03
ای جانم. چه ماه شدی خاله. ایشالله همه روزها برای تو دختر ناز و مامان و بابا پر از شادی و نشاط باشه.


فاطمه
28 فروردین 91 20:32
ممنون

بابت
مهسا مامان مرسانا
28 فروردین 91 23:37



مامان یاسمین زهرا
29 فروردین 91 18:23
هزار ماشاا...


مامان نازنين رقيه
30 فروردین 91 10:37
گلم با عكس هاي فتوشاپي نازنيني به روزيم رمزرو خصوصي فرستادم

ممنون واقعا لذت بردم
مامان حارث
30 فروردین 91 18:54
پیشمون نمیای بی معرقتی

وای نگو تو رو خدا
باور کن با موبایل میام برا همین کمتر کامنت می ذارم.
مامان ریحان عسلی
31 فروردین 91 2:42
سلام
رای گیری شروع شده هم اکنون به یاری سبزتان نیازمندیم
http://noruz1391.niniweblog.com/post691.php



وای مسابقه بوده و من خبر نداشتم ؟
ولی عوضش ریحان عسلی هم مثل ریحانه خودمه چشم حتما
سمانه مامان پارسا جون
31 فروردین 91 10:33
سلام فرناز جون خوبی؟
دختر ماهت خوبه؟
قربونش برم اینقدر گل شده جیگر

سلام سمانه عزیزم،
خدا نکنه
مامان ریحان عسلی
1 اردیبهشت 91 0:57
سلام
ریحان عسلی تو مسابقه ی نی نی متفکر شرکت کرده الان رای گیری شروع شده هم اکنون به یاری سبزتان نیازمندیم
http://noruz1391.niniweblog.com/post691.php


مامان ریحانه
3 اردیبهشت 91 0:05
سلام عزیزم سال نو مبارک امیدوارم در کنار دختر گل و قشنگت سال خوبی داشته باشی در ضمن دیر به دیر میای و چیزی هم به تولد دختر نازت نمونده. شاد باشی همیشه