ریحانه و شودلاک
این یک پست تعویقیه که مربوط به 13 اسفند 1391 هست. دخترم! من و بابا از این شکلات ها برات نمی خریدیم تا مبادا کرم ها و پمادهای دیگه رو به اشتباه نخوری اما وقتی دیدیم عاشق مرطوب کننده تیوپی و پماد کالاندولایی و تا می بینیش جیغ و داد راه میندازی تا اونو بهت بدیم، تصمیم گرفتیم از این شکلات ها برات بگیریم تا بلکه از اونا دست برداری... اول مزمزه می کنی: از طعمش خوشت اومد و ذوق زده میشی و از ته دلت گازش میگیری(مثل پماد کالاندولا که همیشه با دندونات سوراخش می کردی): داری فکر می کنی به اینکه آیا شلوارت هم دلش شودلاک می خواد: به این نتیجه میرسی که بـــــــــــله...







